بعد از مدتها، اومدم و سر زدم به یکسری وبلاگهایی که میشناختم. اغلب، فراموش شده و رها شده بودن. مثل خونهای که مسافراش برنگشتهن و همهچیز همونطور باقی مونده و اما خاک خورده و بوی نم گرفتهان. بعضی
یک عادتی دارم. وقتی موضوعی ذهنم رو به خودش، از این جهت که ناراحتم کنه یا حالت غصهای به سراغم بیاره، مشغول میکنه، میرم عکسهای قدیمیترم رو نگاه میکنم. عکسهای 20 سالگی مثلا. و از اون به بعد. یا قب